آری! تقصیر خامنه‌ای است…

ح‌سین ق‌دیانی ۱۱ دی ۱۳۹۶

سلام حضرت آقا
می‌خواهم برای‌تان
قصه‌ای تعریف کنم؛
جنگ که شد
همسایه‌ی روبرویی ما
می‌گفت؛ تقصیر خمینی است!
و پدر که پر کشید
همسایه‌ی آن‌وری هم
همین عقیده را داشت؛
تقصیر خمینی است!
ما اما
هم‌چنان
خمینی جان‌مان بود…
و بالکن حسینیه‌ی جماران
قبله‌گاه‌مان
طعنه‌ها
اثر خود را گذاشته بودند
و ما را
بیش از پیش
مست روح‌الله کرده بودند
و این هم راستش
تقصیر خمینی بود!
آری!
خمینی
همان امامی بود که حتی ۱۲ بهمن هم
نتوانست نفسش را قلقلک دهد؛ «هیچ»!
و همان امامی بود که فتح خرمشهر را
نسبت داد به خدا
و اگر
همه‌ی مردم هم
می‌گفتند؛ تقصیر خمینی است
باز امام «امام» بود؛
مهربان با مردم
نامهربان با دشمن
و شما هم امامی…
همان خمینی
اما با یک آه بیش‌تر
عاقبت
«علی» بودن
جرم کمی نیست!
نه!
ما دعوایی با همسایه‌های خود نداریم
حتی اگر بگویند؛
خمینی هندی بود!
اتفاقا راست می‌گویند!
خمینی
هم هندی بود
هم ایتالیایی
هم اهل نیجریه
هم متعلق به روستای شهیدآباد مازندران
ادواردو آنیلی
یعنی نسب خمینی در غرب
و شیخ زکزاکی
یعنی شاخه‌ی شجره‌ی طیبه‌ی امام در قاره‌ی سیاه
و شخص شما
یعنی خود خمینی
تنها تکرار روح‌الله
و تنها تداعی آن بت‌شکن بزرگ
مگر نگفتی؛
در یوم‌الله ۹ دی
دست قدرت خدا را ببینید!
مگر نگفتی؛
حتی اگر عکس مرا پاره کردند
آتش زدند
باز هم شما صبر کنید!
آقاجان!
همه‌ی همسایه‌های ما
که ابراهیم هادی نیستند!
که ابراهیم همت نیستند!
مگر طلائیه
چند نفر مجنون
خط را نگه داشتند؟!
مگر «الی بیت‌المقدس»
حاج‌احمد متوسلیان
چند نفر نیرو داشت؟!
آ…..ه!
کجایی سردار؟!
أین عمار؟!
آقاجان!
این روزها
دل‌مان خون است
از دست صبر خودمان…
اما کی نبوده؟!
مگر پدر که پر کشید
نگفتند؛ تقصیر خود خمینی است؟!
ما اما
همان همسایه را هم
دعا کردیم
و هرگز فکر نکردیم
دشمن اصلی ما شده!
پس باز هم
در شناخت دوست و‌ دشمن
دچار اشتباه نمی‌شویم
آقاجان!
شما به ما یاد داده‌ای
که در اوج خشم
هنر در صبر است
و گوهر در بصیرت
ما وقت دعوا با همسایه‌ها را نداریم!
دشمن ما کاخ سفید است
نه اقدس‌خانم
که هم عاشق مصدق است
و هم آن عنتر
که علیه مصدق
کودتا کرد!
هیهات!
ما نرده‌های خیابان انقلاب نیستیم
که با چند تکان
بشکنیم!
ما بچه‌های انقلاب هستیم…
فرزندان دیگر شما…
یادگاران خمینی…
وارثان شهدا…
ما هنوز هم انقلابی هستیم
و علیه انقلابی‌ها
نمی‌توان انقلاب کرد!
آقاجان!
سوگند به خون فاطمیون
ما اهل کوفه نیستیم
«علی» تنها بماند!
سر یا صبر؟!
کدامش را می‌خواهی که تقدیم شما کنیم…

ارسال شده در صفحه اصلی | یک دیدگاه

دولت زورگو؛ شهرداری بی‌خیال!

وطن امروز ۴ دی ۱۳۹۶

باد و باران پنجشنبه‌شب هم مثل زلزله شب قبلش بود؛ نیامده رفت تا آسمان تهران، تنها چند ساعت، صاف و شفاف باشد! پس دوباره همان آش است و همان کاسه! و من دیروز، ساعاتی را وسط همین کاسه بودم! مرکز شهر! البرز که جای خود داشت؛ ذرات آلاینده هوا، حتی برای دیدن راحت برج میلاد هم مزاحم بودند! دو سه روز دیگر، وضع به همین منوال بگذرد، باز هم خواهیم خورد به پست اضطرار! و تشدید مشدد آن! و تِکرار یا تَکرار همان خرده‌تدابیر دیرهنگام همیشگی! اجرای طرح زوج و فرد از در منازل و تعطیلی قطره‌چکانی مدارس! چند سال است پاییز و زمستان ما روزنامه‌نگاران، آلوده شده به تیترهای تکراری! به اینکه ما از این هوای بی‌هوا بنویسیم و دولت هم انگار نه انگار! تنها تفاوت، جلو آمدن عدد سال‌هاست! اینکه ۹۱ بشود ۹۲ و ۹۳ و ۹۴ و ۹۵ و ۹۶ اما هوا، همان‌قدر بد باشد که سال پیشش! بلکه بدتر! خیلی بدتر! آن ۹۱ را هم عمدا گذاشتم تا شاهدی باشد بر این ادعا که ما در موضوعاتی از قبیل آلودگی هوا، هرگز نگاه جناحی نداریم! ما وقتی دولت فعلی را دعوت به تدبیر می‌کنیم تا بلکه چاره‌ای مانا برای معضل آلودگی هوا بجوید، از سر استقرار آقای روحانی و شرکا در این مقطع است و الا دولت قبل هم بیشتر در پی زدوخورد با شهردار وقت بود تا عناصر آلوده‌کننده هوا! پس اگر چه بی‌تدبیری‌های زیست‌محیطی این دولت، بعضا نوبر است و ما بچه‌های «وطن امروز» را گاه مجبور به سلام ۶ ستونی به رئیس سازمان محیط‌زیست می‌کند اما خیلی هم این دولت و آن دولت ندارد! اساسا زور دولت‌ها زیاد است! اینکه دولت قبل در مقاطعی عین آب خوردن، قانون را می‌پیچاند یا اینکه دولت فعلی، چند سال است هر ماه، شماری از یارانه‌بگیران را بدون اعلام هیچ فرمول و مکانیسمی، حذف می‌کند؛ یعنی زور زیاد قوه مجریه! و زورگویی زیادترش! آری! از من بپرسی، ماجرا به زور دولت برمی‌گردد؛ ذات دولت! واقعیت آن است که در کشور ما، رگ گردن قوه مجریه، آنقدر کلفت است که حتی اگر به جای قالیباف اخ، نجفی همسو و مفتخر به حضور در جلسات کابینه هم شهردار تهران باشد، باز دولت از پرداخت بدهی خود به شهرداری امتناع می‌ورزد و هیچ خیالش نیست که بخش مهمی از معضل آلودگی هوای پایتخت را می‌توان با این پول انصافا درشت، حل کرد؛ شرط است که عزم جزمی هم در کار باشد! و از یاد نبریم که دولت قبل هم با شهردار قبل به همین منوال رفتار می‌کرد! الحمدلله این روزها مدیریت خیابان بهشت، تمام و کمال متعلق به جریان اصلاحات است و راقم این سطور دارد از نهادی حمایت می‌کند که خوب یا بد، در رأس آن، یک اصلاحاتچی نشسته است! طبق قانون، قرار بود دولت، از محل عواید خود از جریمه‌ها، سهم مهمی را مختص گسترش حمل‌و‌نقل عمومی کند! کرده؟! زمان قالیباف اگر نکرد؛ آن را می‌نویسیم پای اصولگرا بودن شهردار سابق، ولی الان چه؟! خوب است نجفی توضیح دهد که آیا دولت، به این دو تعهد خود در قبال شهرداری تهران، جامه عمل پوشانده یا نه و الا دور از عدالت است که ایشان را در سوزش چشم و ریه شهروندان پایتخت، از جمله مقصران دانه‌درشت تلقی نکنیم! طبق لوایح بودجه در سال‌های ماضی- که توسط خود دولت تنظیم می‌شود!- و طبق شمار دیگری از قوانین و مصوبات، دولت موظف است برای کاستن از آلودگی هوای کلانشهرها، بیشترین همکاری‌های خرد و کلان و مقطعی و درازمدت را با شهرداری‌ها بکند ولی تقریبا هیچ همکاری‌ای نمی‌کند! چرا؟! چون تحقیقا زورش زیاد است! و هیچ هم متوجه نیست که این وسط، زور زیاد قوه مجریه دارد به قیمت جان مردم، تمام می‌شود! واقعا این همه اهمال، اگر به معنای زورگویی قوه مجریه نیست، پس چیست؟! می‌نویسم «زورگویی» چون دولت حتی از این سخن هم استنکاف می‌ورزد که بیاید و بگوید؛ فلان عدد به شهرداری بدهکارم و در این اقساط و این بازه زمانی معین، صاف می‌کنم حساب این بدهی را! می‌نویسم «زورگویی» چون دولت حتی از این سخن هم استنکاف می‌ورزد که بیاید و بگوید؛ از محل جرایم رانندگی، قرار بود این مقدار را خرج حمل‌و‌نقل عمومی کنم که تا الان نکرده‌ام لیکن برنامه دارم زین پس و براساس این فرآیند، کار را عاقبت از یکجا شروع کنم! مگر زورگویی، فقط به این است که در گردنه، عربده بکشی و زنجیر بچرخانی؟! والله مصداق اتم زورگویی همین است که هوا اینقدر آلوده باشد و دولت باز هم قلدری کند و بدهی خود به شهرداری را نپردازد! بروید حساب کنید با رقم بدهی دولت به شهرداری، چند اتوبوس به ناوگان حمل‌ونقل عمومی تهران، اضافه می‌شود! چند ایستگاه مترو! چند قطار مترو! صدالبته هوا جوری آلوده است و آلودگی چنان بلای جان شهر و شهروندان شده که دولت اگر بدهکار به شهرداری هم نمی‌بود، باز باید در یک واریز فوق‌العاده و حتی فوق برنامه، پاسدار بدیهی‌ترین حقوق شهروندی یعنی «حق تنفس» می‌شد اما شگفتا که حتی از پرداخت بدهی قطعی خود هم خودداری می‌کند! چرا؟! چون زورش زیاد است! امروز، زورش را به شهرداری و شهر و ریه من و شما می‌رساند و فردا هم اگر بر فرض، شکایتی از دولت بابت این همه قصور و تقصیر شد، زورش را به قاضی بیچاره! و به رسانه ملی بیچاره! و به فلان نهاد بیچاره! و به فلان ارگان بیچاره! و نیست که بودجه همه اینها هم دست خود دولت است، کافی است تا اراده کند بلکه به همین راحتی، دستگاه متخلف(!) را ادب کند؛ بنشاند سر جای خود! تمام کنم این متن را با سخنی خطاب به بعضی از دولتمردان محترم! مگر شما مدعی نیستید که باید محاسن غرب را هم دید؟! آیا در انگلیس و فرانسه هم دولت، همین‌جوری شهر و شهرداری و چشم و ریه و جان شهروندان ساکن در لندن و پاریس را می‌پیچاند؟! نکند از غرب، فقط غربزدگی را برای ما به ارمغان آورده‌اید؟! که لبه آستین دکمه سردست لباس‌تان، مخفف نام و نام خانوادگی‌تان را درج کنید و کمی هم لاتین‌نمایی و تمام؟! جناب دولت! عالیجناب مجریه! به خداوندی خدا، زیبنده نیست که در دولت شما، این همه تدبیر و صدالبته انصاف، تعطیل باشد! نه! این بدهی دولت شما به شخص نجفی نیست؛ بلکه به چشم و ریه و جان همه شهر و همه شهروندان است! کاش دفعه بعد که «استراو» را دیدید، از مستر «جک» بپرسید؛ نحوه تعامل دولت انگلیس را، اقلا با شهرداری لندن! البته بعد از اتمام خنده‌ها! بله! در غرب، نهادهایی مثل شهرداری‌ها واقعا قدرتمندند و صدالبته در ازای امکان و اختیاری که دارند مکلف اما چه کنیم ما با شهردار فعلی شهرمان که زلزله می‌آید و می‌لرزاند و می‌ترساند لیکن آقای نجفی را باید با ذره‌بین دنبالش بگردی! و وای از آن روز که دولت و دولتمرد، زورگو باشد و شهرداری و شهردار، بی‌خیال! آقای روحانی! جناب نجفی! کاش بفرمایید غرب دقیقا در چه چیزهایی الگوی شما بزرگواران است؟!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۱۴ دیدگاه

مرگ بر دیکتاتور!

روزنامه جوان ۲۷ آذر ۱۳۹۶

این شب‌های بلند نیز می‌گذرد و ما آرام‌آرام وارد ماه دی می‌شویم که نهمین روزش به لطف خدا، در سال ۸۸ «یوم‌الله» شد! و متمایز از سایر روزها! آن‌روز و اساسا آن‌ روزها، بحث ما بر سر خوب یا بد بودن رئیس‌جمهور وقت یا حتی دولت وقت نبود! گاهی می‌بینم درباره فتنه ۸۸ از همه چیز و همه کس و همه جا حرف‌زده می‌شود الا حرف اصل کاری؛ این‌که جماعتی «تقلب» را «اسم رمز آشوب» کردند و «آشوب» را «اسم رمز تحریم»! این‌که حاضر نشدند قواعد انتخابات را بپذیرند و اخلاق باخت را رعایت کنند! البته اشتباه نشود! مراد از این جماعت، همه آن هموطنانی نیستند که سال ۸۸ به گزینه‌ای غیراز گزینه پیروز آن انتخابات رأی دادند! حتی همه راهپیمایی‌کنندگان ۲۵ خرداد ۸۸ نیستند که غالبا خیال کرده بودند داعیه سران فتنه، درست است و حرف حساب! البته هر چه از روز انتخابات یعنی ۲۲ خرداد ۸۸ گذشت، بیشتر معلوم شد که درد و مرض اصل کاری فتنه‌گران، نه تقلب در انتخابات، که کینه‌های نفسانی است و الا شعار «نه غزه، نه لبنان» چه دخلی به این داشت که ۸۸ تقلب شده یا نشده؟! یا مثلا آشوب عاشورای همان سال! یعنی جماعت با پاره کردن خیمه عزای ارباب بی‌کفن ما و سوت و هلهله می‌خواستند برای ادعای تقلب، سند بیاورند؟! با خسارت وارد کردن به اموال عمومی؟! با شکستن نرده خیابان‌های مرکزی تهران؟! با آتش کشیدن تمثال مبارک امام؟! به هر حال در هر انتخاباتی، گروهی می‌برد و گروهی می‌بازد! ما هم ۹۲ باختیم و هم ۹۶ اما با آنکه ناظر بر قیاس نتایج این ۲ انتخابات با انتخابات ۸۸ و نیز منبعث از شماری موارد دیگر من‌جمله تخلفات گسترده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، بهانه تمرد از قانون، برای ما انصافا فراهم‌تر بود لیکن میز بازی را به هم نزدیم! و انتخابات را تنها به شرط برد نخواستیم! فتنه‌گران اما همه کاری کردند؛ حتی حمایت از تکفیری‌های عراق و سوریه! راهپیمایی ۲۵ بهمن ۸۹ واقعا دیگر نوبرش بود! جماعتی کلید فتنه را با ادعای تقلب زدند و اما در وهله آخر رسیدند به هم‌آوایی با مخالفان البته مسلح بشار اسد! که حالا که «شام» ناآرام است، ایران خودمان را هم بیشتر به هم بریزیم! و بیشتر فتنه کنیم! شگفتا! هنوز مردم داشتند رأی می‌دادند و هنوز رأی‌گیری ادامه داشت که نامزد متوهم، خود را با اختلاف، برنده انتخابات نامید! واقعا اگر شخص حضرت آقا و بعد هم آحاد ملت، روی موضع قانونی خود در آن انتخابات نمی‌ایستادند و مثلا تن به ابطال انتخابات می‌دادند، به جد معتقدم در جمهوری اسلامی، دیگر به این راحتی‌ها نمی‌شد شکوه انتخابات را آفرید! پس ۹۲ و ۹۶ و روحانی و هر رئیس‌جمهور دیگری، باید خود را ممنون و مدیون ۹ دی بداند! «۹ دی» یعنی پاسداشت جمهوریت! پاسداشت انتخابات! پاسداشت قانون! پاسداشت رأی! صدالبته بله! ما از رئیس‌جمهور وقت، آن ایام، بیشتر حمایت می‌کردیم تا انتقاد! اما مگر از مرحوم هاشمی در دهه ۶۰ و ۷۰ کم حمایت کردیم؟! ما حتی سابقه حمایت از رئیس‌جمهور اسبق را هم داریم! آنجا که مدعیان اصلاحات، ذیل شعار «عبور از خاتمی» او را با شاه بی‌عرضه قاجار، قیاس کردند و «سلطان حسین ثانی» نامیدند! ما آن‌روزها گفتیم و نوشتیم که نقد به رئیس‌جمهور، آری لیکن عبور از اخلاق و این قبیل قیاس‌ها هرگز! آن‌هم توسط دوم خردادی‌های مدعی همه چی! و الا اگر بخواهیم حرف را بپیچانیم و سخن را از پله‌های فرعی بیان کنیم؛ ما هم می‌توانیم ناظر بر سمفونی پشیمانی این روزها از رأی به روحانی و تیتر یک زنجیره‌ای‌ها که راز ماندگاری اصلاح‌طلبان را در جدایی از دولت می‌خوانند، مرتب تکرار یا تَکرار کنیم که هان! بصیرت ما ثابت شد! و فقط و فقط ۶ ماه می‌خواست که برسید به حرف ما! از قضا، ما این را در ردیف خوبی‌های جریان انقلابی می‌دانیم که افراد را به حق می‌سنجد، نه حق را به افراد! ما افتخار می‌کنیم به رهبر انقلاب که در همان نمازجمعه معروف، بی‌اخلاقی هر دو سوی میز مناظره‌ها را تقیبح کردند! اگر در آن خطبه، حضرت آقا جمله‌ای در حمایت از رئیس‌جمهور وقت داشتند، مگر جمله‌ها بیان نداشتند در حمایت از مرحوم هاشمی؟! که هاشمی، بارها تا مرز شهادت رفته! و نه تنها از انقلاب، چیزی برای خود نیندوخته، که حتی مکرر هم خرج کرده برای اعوان و انصار انقلاب! حال آیا ما ناظر بر فلان گفتار نادرست و بهمان رفتار غلط مرحوم هاشمی، حق داریم حمایت رهبر فرزانه از رئیس فقید مجمع تشخیص را مخدوش کنیم؟! در منش بزرگان، هر مدحی و هر نقدی، علتی دارد بسته به اقتضای زمان و مکان! و من نوعی اگر حرمت حمایت رهبر را رعایت نمی‌کنم، قطعا لگد به لیاقت خود زده‌ام، نه آن‌که نعوذبالله بزرگان را بی‌بصیرت کرده باشم! چپ شدن جملی‌ها، مؤید بی‌لیاقتی خودشان بود و الا پیامبر گرامی اسلام، مگر از طلحه و زبیر مشغول جنگ با امیرالمؤمنین، حمایت کرده بودند؟! بنابراین خوب است درباره فتنه ۸۸ و یوم‌الله بصیرت یعنی «۹ دی» سخن را به فروعات نکشانیم! بعضی‌ها استعداد شگرفی در وقاحت دارند! کهریزک را- که آن‌ هم مقصر اصلی‌اش، بلاشک فتنه‌آفرینی سران فتنه بود!- می‌بینند و همه چی و همه جا و همه کس را می‌بینند الا خودشان را که بدون هیچ سندی، مدعی تقلب در انتخابات شدند! عجبا! در خلوت می‌گویند «خودمان هم عقیده نداریم که تقلب شده» اما یک کلام، حاضر نیستند بابت آن همه بلایی که بر سر مردم و نظام آوردند، عذرخواهی کنند! عذرخواهی حالا بخورد سرشان! بحث را در نهایت پررویی، از جایی و طوری شروع می‌کنند که ما را مقصر جلوه دهند! چنان هم موضوع تقلب را درز می‌گیرند، کأنه عمه مرحومه ما بود که خودش را برنده انتخابات، اعلام کرد؛ آن‌هم در شرایطی که هنوز مردم دارند رأی می‌دهند! هیهات! ما «۹ دی» را سبب ننگ خود نمی‌دانیم که از سخن گفتن درباره آن پرهیز داشته باشیم! و نیک می‌دانیم که این روز، متعلق به همه ملت است! و برخاسته از لطف الهی! ما خوب درک می‌کنیم چرا بعضی‌ها این همه اصرار دارند که موضوع «تقلب» دیگر مطرح نشود! نیست لکه به این سیاهی و سیاهی به این بزرگی، چسبیده به پرونده اعمال‌شان، ناخودآگاه شرم می‌کنند که از تقلب، سخن بگویند! ما اما با افتخار و هنوز چند روز مانده به دی، از «۹ دی» می‌نویسیم و تا جان در بدن داریم، با افتخار از آن اتوبوسی می‌نویسیم که چهارشنبه، ما را آورد راهپیمایی! آری! ما نه با شتر کینه آمده بودیم و نه با شتر وارداتی از اروپا! ما مثل آدم، سوار اتوبوس شدیم و آمدیم خیابان انقلاب اسلامی تا به همه دنیا بفهمانیم که پشت جمهوری اسلامی، بعد از خدای خمینی و خامنه‌ای، به ملتش گرم است! ساندیس و انرژی هسته‌ای و موشکی ندارد؛ هر کجا دشمن و دشمن‌دوستان بخواهند از سعه‌صدر نظام، سوءاستفاده کنند، باید بدانند که از ملت ایران، تودهنی خواهند خورد! ما «۹ دی» همان انگیزه را داشتیم که «۲۲ بهمن»! و الان هم همان انگیزه را داریم که «۹ دی» داشتیم! ما «منیت» را «طاغوت» می‌دانیم و مصداق تام و تمام «دیکتاتوری»! اینکه یکی هنوز رأی‌گیری تمام نشده، خود را به دستور دشمن، پیروز انتخابات بداند، هم منیت است و هم دیکتاتوری! پس مرگ بر دیکتاتور! و «۹ دی» ثابت کرد که تا مردم هستند و تا ولی‌فقیه هست، دیکتاتورها شاید بتوانند چند صباحی فتنه کنند اما هرگز نمی‌توانند در نظامی با این همه انتخابات- که می‌بینی طرف با تنها هفت‌دهم درصد اختلاف، رئیس‌جمهور می‌شود!- دیکتاتوری پیشه کنند!

ارسال شده در صفحه اصلی | ۹ دیدگاه

خدا؛ برنده «نبرد نقشه‌ها»

وطن امروز ۱۸ آذر ۱۳۹۶

ح‌سین ق‌دیانی

طبق نقشه‌ دشمن، قرار نبود باران ببارد و توفان شود؛ قرار نبود آتش، سرد و سلامت شود؛ قرار نبود عصا، دریا را بشکافد؛ انتظار نبود طفل درون گهواره، سخن بگوید و از حقانیت مادر، دفاع کند؛ قرار نبود مکه توسط مسلمانان، فتح شود… قرار نبود یوسف، عزیز مصر شود؛ نه! قرار نبود در لیلةالمبیت، شیر خدا را در بستر پیامبر ببینند؛ قرار نبود چند تار عنکبوت از جان رسول خدا پاسداری کند؛ قرار نبود بلال حبشی، مؤذن مسجدالنبی شود؛ قرار نبود حمزه، مچ لات و عزی را بخواباند؛ قرار نبود علی ‌بن ابی‌طالب، حریف عمرو بن عبدود شود… نه! قرار نبود پشه‌ای جان نمرود ستمگر را بگیرد؛ قرار نبود زحمت بزرگ کردن موسای نوزاد را خود فرعون برعهده بگیرد… نه! قرار نبود شن‌های صحرا، مأمور خدا شوند؛ قرار نبود خرمشهر آزاد شود؛ قرار نبود بچه‌ها از اروند عبور کنند؛ اصلا قرار نبود انقلاب اسلامی به پیروزی برسد! طبق نقشه دشمن، انقلاب اسلامی یک هفته بعد از ۲۲ بهمن ۵۷ باید سقوط می‌کرد! و صدام آمریکایی، تنها ۳ روز بعد از جنگ تحمیلی باید تهران را فتح می‌کرد! آری! طبق نقشه دشمن، قرار بود یعقوب، باور کند که یوسف را گرگ خورده! و قرار بود خمینی و خامنه‌ای باور کنند که قاسم سلیمانی در همان کربلای ۵ می‌ماند و هرگز به کربلا نمی‌رسد! هان ‌ای مردم! یادتان هست که چقدر نوح مسخره شد؟! و چقدر ابراهیم؟! و چقدر موسی و عیسی و محمد؟! لیکن در مصاف تیر سه‌شعبه و گلوی ۶ ماهه، چه کسی فکر می‌کرد حرمله، این‌همه ببازد؟! عاشورای امروز را نگاه کنید! اربعین امروز را نگاه کنید! آری! پیامبر خون حسین؛ «زینب» مثل همه پیامبران به تحقق وعده الهی باور داشت و به آنچه می‌گفت، حقیقتا ایمان داشت؛ «ما رأیت الا جمیلا»! اینک طبق نقشه دشمن، قدس شریف، پایتخت صهیونیست‌ها شده! لیکن همان دشمن بشدت آشنا! و همان نقشه‌های همیشه مغلوب! ما را اما چه جای واهمه، با وجود خداوندی که فقط خدای شن‌های صحرای طبس نیست؟! ما را ایمان به خدایی است که خدای سنگ‌های در دست کودکان غزه و کرانه‌ باختری هم هست! هواپیما یا مرکاوا ندارد؛ خدا، نقشه خودش را می‌کشد! دیروز و امروز و فردا ندارد؛ خدا مکر خودش را می‌کند! این وسط، ترامپ چقدر احمق است که خدا را نمی‌بیند! اما مگر فرعون، خدا را هرگز دید؟! خدا را مادر موسی دید که راضی شد نوزاد خود را درون آب بیندازد! آری! ما «موسی» را پیامبر خدا می‌دانیم؛ همچنان که «سلیمان» را! و «یعقوب» را! ما دقیقا همان خدایی را می‌پرستیم که «ام‌موسی» می‌پرستید! که «مریم»! که «آمنه»! که «خدیجه»! که «فاطمه»! صهیونیست‌ها دروغ می‌گویند! و حتی «بنی‌اسرائیل» هم نیستند! صهیونیست‌ها فرزندان فرعون و نمرودند! و مثل پدران خود، خیال می‌کنند خدا مرده! هیهات! خدا نمرده است و روز به روز، افزایش می‌دهد برد موشک‌های شهید طهرانی‌مقدم را! برد شن‌های طبس را! برد سنگ‌های بچه‌های اریحا را! ترامپ با نقشه اخیر خود، خیلی عجله کرد اما از همان نوع عجله‌ای که فرعون داشت تا هرچه زودتر موسی را به چنگ خود درآورد! و البته به اذن خدا، دریا بهم دوخته شد و فرعون غرق شد! پس نقشه بکشید صهیونیست‌ها! و برای کشور نداشته‌تان، پایتخت معین کنید! قدس اما پایتخت موحدان است، نه شما که به شهادت این‌همه نسل‌کشی، به جای خدای زمان موسی، فرعون زمان موسی را می‌پرستید! در جنگ وعده‌ها و نبرد نقشه‌ها، ایمان ما به همان خدایی است که زحمت بزرگ کردن موسی را، عدل انداخت گردن فرعون! مستر ترامپ! عاقبت مصاف با خدا را خوب است از فرعون بپرسی! هنوز جسدش هست! عبرت نمی‌گیری! و پیروزی بزرگ ما را با عجله خود، نزدیک‌تر می‌کنی! این همان عجله آشنایی است که نمرود برای آتش زدن ابراهیم داشت و فرعون برای کشتن موسی! اما از دل خرمشهر و شلمچه و شام و حلب و خان‌طومان و بوکمال، خدای ما اراده کرده که حاج‌قاسم را زنده نگه دارد! طبق نقشه شما، طهرانی‌مقدم نباید حتی یک موشک می‌ساخت اما طبق نقشه اسلاف شما، علی علیه‌السلام هم هرگز نباید در خیبر را از جا می‌کند! تماشا کنید! از چاه، بیرون آمده کودک خوش‌سیمای فلسطینی! و بشریت به اراده الهی، او را و سرزمین او را آزاد خواهد کرد! آری! خدا «جنگ مکرها» را خواهد برد…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۶ دیدگاه

خامنه‌ای؛ هم نماد جمهوریت، هم تجلی اسلامیت

«کنار بایستید؛ من این جمعیت را ببینم» بیش از آن‌که یک فیلم‌بردار را مخاطب گرفته باشد، بعضی دولت‌مردان و برخی مسئولان را خطاب گرفته که مردم را با کم‌کاری‌ها و کج‌کاری‌ها و دروغ‌های بی‌شمار خود فیلم کرده‌اند! «جمهوری اسلامی» یعنی دیدن همین جمعیت، همین جمع، همین مردم… مگر به برکت وجود حضرت آقا، هنوز هم بتوانیم جمهوری اسلامی را- آن‌چنان که باید باشد- ببینیم و الا کیست که نداند بعضی رئیس‌رؤساهای اسبق و سابق و فعلی، کاریکاتور جمهوری اسلامی و مایه‌ی ننگ آن هستند، نه رنگ و نماد و تجلی آن! امروز اما بر همه ثابت شد؛ ملت ما اگر زیر آواری از غم و غصه هم که باشد، هرگز خبط و خطا و خیانت بدکاره‌ها را پای «علی» نمی‌نویسد! الحمدلله که امروز در کرمانشاه، به برکت حضور خلف صالح خمینی، هم «جمهوری» را دیدیم و هم «اسلامی» را! خدایا! ما را سربازان خوبی برای رهبرمان قرار بده، که الحق و الانصاف، هم نماد جمهوریت واقعی است و هم تجلی اسلامیت واقعی! بر خامنه‌ای، رهبر خوبان صلوات…

روایت فتح
تقدیم به فرزند خاکی ابوتراب؛ رهبر معظم انقلاب

مهم نیست در زمان امام خمینی باشد یا امام خامنه‌ای؛ در دوره‌ی جوانی‌ باشد یا دوران میان‌سالی؛ در کربلای ۵ باشد یا خود کربلا؛ در شلمچه باشد یا بوکمال؛ در دیروز باشد یا امروز؛ در داخل مرزها باشد یا بیرون مرزها؛ مادام که حاج‌قاسم خداباور و جمیع خداباوران، مدد از «الله» می‌گیرند و به صدق وعده‌ی الهی، ایمان قلبی دارند، تنها و تنها یک خبر از «بیسیم مقاومت» مخابره می‌شود؛ خبر پیروزی، روایت فتح! آری! با وجود خدا به این بزرگی که حتی در وصف هم نمی‌گنجد و با وجود خامنه‌ای به این درایت و فرماندهی و اقتدار و بصیرت و حکمت و با وجود حاج‌قاسم به این ذکاوت و هوش و زیرکی و دشمن‌شکنی و با وجود خون هم‌چنان در حال جوشش جمیع شهدا و با وجود «لبیک یا حسین» زین‌پس نوبت «روایت فتح؛ قسمت قدس شریف» است ان‌شاءالله! و آن‌روز، روزی است که «سیدعلی حسینی خامنه‌ای» خودشان می‌شوند علم‌دار! علم‌دار «مهدی فاطمه» که سلام و صلوات خدا بر او باد! بی‌چاره آن‌ها که خواب پایان ما را دیده بودند! باذن‌الله ما هستیم و خواهیم دید یوم‌الفتح اصل‌کاری را! اگر نائب بر حق امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، این‌همه دل‌دار و دل‌بر و ره‌بر و نیکوخصلت و نیک‌منظر و دل‌رباست، ببین عصاره‌ی تمام خلقت؛ حضرت صاحب‌الزمان روحی فداه، چقدر دل‌دار و دل‌بر و ره‌بر و نیکوخصلت و نیک‌منظر و دل‌رباست! پس بیسیم حاج‌قاسم، هنوز روایت یک فتح‌الفتوح بزرگ را بل‌که بزرگ‌ترین فتح‌الفتوح همه‌ی تاریخ را به گوش جهانیان بده‌کار است! دنیا منتظر باشد؛ خبری در راه است… و صبح، نزدیک! اگر امروز سردار سلیمانی گزارش فتح تاریخی سپاه اسلام را تقدیم فرمانده‌ی کل قوا کرد؛ دیر نیست آن‌روز که حضرت آقا نیز برای مولای خود؛ مهدی فاطمه، جزئیات رهایی احرار عالم از چنگ مستکبران را گزارش کنند ان‌شاءالله! که یک آقا ما داریم؛ یک آقا خود حضرت آقا دارند! که یک مولا ما داریم؛ یک مولا خود حضرت مولا دارند! باورم هست این ماه‌پاره‌ی علوی‌تبار که «عباس بن علی» پشت و پناه و نگه‌دار اوست، روزی دست ستاره‌ها را به دست خورشید می‌رسانند! برای آن‌روز، هم‌چنان باید بجنگی حاج‌قاسم! هم‌چنان باید دعایت کنیم حاج‌قاسم! هم‌چنان باید به وجودت افتخار کنیم حاج‌قاسم! و هم‌چنان باید ما هم مثل تو، آماده باشیم حاج‌قاسم! نه! بیسیم تو، ابزار تکنولوژی نیست؛ بلندگوی فتوحات بی‌شمار ظهور است؛ الله اکبر! الله اکبر…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۸ دیدگاه