مرگ بر دیکتاتور!

روزنامه جوان ۲۷ آذر ۱۳۹۶

این شب‌های بلند نیز می‌گذرد و ما آرام‌آرام وارد ماه دی می‌شویم که نهمین روزش به لطف خدا، در سال ۸۸ «یوم‌الله» شد! و متمایز از سایر روزها! آن‌روز و اساسا آن‌ روزها، بحث ما بر سر خوب یا بد بودن رئیس‌جمهور وقت یا حتی دولت وقت نبود! گاهی می‌بینم درباره فتنه ۸۸ از همه چیز و همه کس و همه جا حرف‌زده می‌شود الا حرف اصل کاری؛ این‌که جماعتی «تقلب» را «اسم رمز آشوب» کردند و «آشوب» را «اسم رمز تحریم»! این‌که حاضر نشدند قواعد انتخابات را بپذیرند و اخلاق باخت را رعایت کنند! البته اشتباه نشود! مراد از این جماعت، همه آن هموطنانی نیستند که سال ۸۸ به گزینه‌ای غیراز گزینه پیروز آن انتخابات رأی دادند! حتی همه راهپیمایی‌کنندگان ۲۵ خرداد ۸۸ نیستند که غالبا خیال کرده بودند داعیه سران فتنه، درست است و حرف حساب! البته هر چه از روز انتخابات یعنی ۲۲ خرداد ۸۸ گذشت، بیشتر معلوم شد که درد و مرض اصل کاری فتنه‌گران، نه تقلب در انتخابات، که کینه‌های نفسانی است و الا شعار «نه غزه، نه لبنان» چه دخلی به این داشت که ۸۸ تقلب شده یا نشده؟! یا مثلا آشوب عاشورای همان سال! یعنی جماعت با پاره کردن خیمه عزای ارباب بی‌کفن ما و سوت و هلهله می‌خواستند برای ادعای تقلب، سند بیاورند؟! با خسارت وارد کردن به اموال عمومی؟! با شکستن نرده خیابان‌های مرکزی تهران؟! با آتش کشیدن تمثال مبارک امام؟! به هر حال در هر انتخاباتی، گروهی می‌برد و گروهی می‌بازد! ما هم ۹۲ باختیم و هم ۹۶ اما با آنکه ناظر بر قیاس نتایج این ۲ انتخابات با انتخابات ۸۸ و نیز منبعث از شماری موارد دیگر من‌جمله تخلفات گسترده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، بهانه تمرد از قانون، برای ما انصافا فراهم‌تر بود لیکن میز بازی را به هم نزدیم! و انتخابات را تنها به شرط برد نخواستیم! فتنه‌گران اما همه کاری کردند؛ حتی حمایت از تکفیری‌های عراق و سوریه! راهپیمایی ۲۵ بهمن ۸۹ واقعا دیگر نوبرش بود! جماعتی کلید فتنه را با ادعای تقلب زدند و اما در وهله آخر رسیدند به هم‌آوایی با مخالفان البته مسلح بشار اسد! که حالا که «شام» ناآرام است، ایران خودمان را هم بیشتر به هم بریزیم! و بیشتر فتنه کنیم! شگفتا! هنوز مردم داشتند رأی می‌دادند و هنوز رأی‌گیری ادامه داشت که نامزد متوهم، خود را با اختلاف، برنده انتخابات نامید! واقعا اگر شخص حضرت آقا و بعد هم آحاد ملت، روی موضع قانونی خود در آن انتخابات نمی‌ایستادند و مثلا تن به ابطال انتخابات می‌دادند، به جد معتقدم در جمهوری اسلامی، دیگر به این راحتی‌ها نمی‌شد شکوه انتخابات را آفرید! پس ۹۲ و ۹۶ و روحانی و هر رئیس‌جمهور دیگری، باید خود را ممنون و مدیون ۹ دی بداند! «۹ دی» یعنی پاسداشت جمهوریت! پاسداشت انتخابات! پاسداشت قانون! پاسداشت رأی! صدالبته بله! ما از رئیس‌جمهور وقت، آن ایام، بیشتر حمایت می‌کردیم تا انتقاد! اما مگر از مرحوم هاشمی در دهه ۶۰ و ۷۰ کم حمایت کردیم؟! ما حتی سابقه حمایت از رئیس‌جمهور اسبق را هم داریم! آنجا که مدعیان اصلاحات، ذیل شعار «عبور از خاتمی» او را با شاه بی‌عرضه قاجار، قیاس کردند و «سلطان حسین ثانی» نامیدند! ما آن‌روزها گفتیم و نوشتیم که نقد به رئیس‌جمهور، آری لیکن عبور از اخلاق و این قبیل قیاس‌ها هرگز! آن‌هم توسط دوم خردادی‌های مدعی همه چی! و الا اگر بخواهیم حرف را بپیچانیم و سخن را از پله‌های فرعی بیان کنیم؛ ما هم می‌توانیم ناظر بر سمفونی پشیمانی این روزها از رأی به روحانی و تیتر یک زنجیره‌ای‌ها که راز ماندگاری اصلاح‌طلبان را در جدایی از دولت می‌خوانند، مرتب تکرار یا تَکرار کنیم که هان! بصیرت ما ثابت شد! و فقط و فقط ۶ ماه می‌خواست که برسید به حرف ما! از قضا، ما این را در ردیف خوبی‌های جریان انقلابی می‌دانیم که افراد را به حق می‌سنجد، نه حق را به افراد! ما افتخار می‌کنیم به رهبر انقلاب که در همان نمازجمعه معروف، بی‌اخلاقی هر دو سوی میز مناظره‌ها را تقیبح کردند! اگر در آن خطبه، حضرت آقا جمله‌ای در حمایت از رئیس‌جمهور وقت داشتند، مگر جمله‌ها بیان نداشتند در حمایت از مرحوم هاشمی؟! که هاشمی، بارها تا مرز شهادت رفته! و نه تنها از انقلاب، چیزی برای خود نیندوخته، که حتی مکرر هم خرج کرده برای اعوان و انصار انقلاب! حال آیا ما ناظر بر فلان گفتار نادرست و بهمان رفتار غلط مرحوم هاشمی، حق داریم حمایت رهبر فرزانه از رئیس فقید مجمع تشخیص را مخدوش کنیم؟! در منش بزرگان، هر مدحی و هر نقدی، علتی دارد بسته به اقتضای زمان و مکان! و من نوعی اگر حرمت حمایت رهبر را رعایت نمی‌کنم، قطعا لگد به لیاقت خود زده‌ام، نه آن‌که نعوذبالله بزرگان را بی‌بصیرت کرده باشم! چپ شدن جملی‌ها، مؤید بی‌لیاقتی خودشان بود و الا پیامبر گرامی اسلام، مگر از طلحه و زبیر مشغول جنگ با امیرالمؤمنین، حمایت کرده بودند؟! بنابراین خوب است درباره فتنه ۸۸ و یوم‌الله بصیرت یعنی «۹ دی» سخن را به فروعات نکشانیم! بعضی‌ها استعداد شگرفی در وقاحت دارند! کهریزک را- که آن‌ هم مقصر اصلی‌اش، بلاشک فتنه‌آفرینی سران فتنه بود!- می‌بینند و همه چی و همه جا و همه کس را می‌بینند الا خودشان را که بدون هیچ سندی، مدعی تقلب در انتخابات شدند! عجبا! در خلوت می‌گویند «خودمان هم عقیده نداریم که تقلب شده» اما یک کلام، حاضر نیستند بابت آن همه بلایی که بر سر مردم و نظام آوردند، عذرخواهی کنند! عذرخواهی حالا بخورد سرشان! بحث را در نهایت پررویی، از جایی و طوری شروع می‌کنند که ما را مقصر جلوه دهند! چنان هم موضوع تقلب را درز می‌گیرند، کأنه عمه مرحومه ما بود که خودش را برنده انتخابات، اعلام کرد؛ آن‌هم در شرایطی که هنوز مردم دارند رأی می‌دهند! هیهات! ما «۹ دی» را سبب ننگ خود نمی‌دانیم که از سخن گفتن درباره آن پرهیز داشته باشیم! و نیک می‌دانیم که این روز، متعلق به همه ملت است! و برخاسته از لطف الهی! ما خوب درک می‌کنیم چرا بعضی‌ها این همه اصرار دارند که موضوع «تقلب» دیگر مطرح نشود! نیست لکه به این سیاهی و سیاهی به این بزرگی، چسبیده به پرونده اعمال‌شان، ناخودآگاه شرم می‌کنند که از تقلب، سخن بگویند! ما اما با افتخار و هنوز چند روز مانده به دی، از «۹ دی» می‌نویسیم و تا جان در بدن داریم، با افتخار از آن اتوبوسی می‌نویسیم که چهارشنبه، ما را آورد راهپیمایی! آری! ما نه با شتر کینه آمده بودیم و نه با شتر وارداتی از اروپا! ما مثل آدم، سوار اتوبوس شدیم و آمدیم خیابان انقلاب اسلامی تا به همه دنیا بفهمانیم که پشت جمهوری اسلامی، بعد از خدای خمینی و خامنه‌ای، به ملتش گرم است! ساندیس و انرژی هسته‌ای و موشکی ندارد؛ هر کجا دشمن و دشمن‌دوستان بخواهند از سعه‌صدر نظام، سوءاستفاده کنند، باید بدانند که از ملت ایران، تودهنی خواهند خورد! ما «۹ دی» همان انگیزه را داشتیم که «۲۲ بهمن»! و الان هم همان انگیزه را داریم که «۹ دی» داشتیم! ما «منیت» را «طاغوت» می‌دانیم و مصداق تام و تمام «دیکتاتوری»! اینکه یکی هنوز رأی‌گیری تمام نشده، خود را به دستور دشمن، پیروز انتخابات بداند، هم منیت است و هم دیکتاتوری! پس مرگ بر دیکتاتور! و «۹ دی» ثابت کرد که تا مردم هستند و تا ولی‌فقیه هست، دیکتاتورها شاید بتوانند چند صباحی فتنه کنند اما هرگز نمی‌توانند در نظامی با این همه انتخابات- که می‌بینی طرف با تنها هفت‌دهم درصد اختلاف، رئیس‌جمهور می‌شود!- دیکتاتوری پیشه کنند!

ارسال شده در صفحه اصلی | یک دیدگاه

خدا؛ برنده «نبرد نقشه‌ها»

وطن امروز ۱۸ آذر ۱۳۹۶

ح‌سین ق‌دیانی

طبق نقشه‌ دشمن، قرار نبود باران ببارد و توفان شود؛ قرار نبود آتش، سرد و سلامت شود؛ قرار نبود عصا، دریا را بشکافد؛ انتظار نبود طفل درون گهواره، سخن بگوید و از حقانیت مادر، دفاع کند؛ قرار نبود مکه توسط مسلمانان، فتح شود… قرار نبود یوسف، عزیز مصر شود؛ نه! قرار نبود در لیلةالمبیت، شیر خدا را در بستر پیامبر ببینند؛ قرار نبود چند تار عنکبوت از جان رسول خدا پاسداری کند؛ قرار نبود بلال حبشی، مؤذن مسجدالنبی شود؛ قرار نبود حمزه، مچ لات و عزی را بخواباند؛ قرار نبود علی ‌بن ابی‌طالب، حریف عمرو بن عبدود شود… نه! قرار نبود پشه‌ای جان نمرود ستمگر را بگیرد؛ قرار نبود زحمت بزرگ کردن موسای نوزاد را خود فرعون برعهده بگیرد… نه! قرار نبود شن‌های صحرا، مأمور خدا شوند؛ قرار نبود خرمشهر آزاد شود؛ قرار نبود بچه‌ها از اروند عبور کنند؛ اصلا قرار نبود انقلاب اسلامی به پیروزی برسد! طبق نقشه دشمن، انقلاب اسلامی یک هفته بعد از ۲۲ بهمن ۵۷ باید سقوط می‌کرد! و صدام آمریکایی، تنها ۳ روز بعد از جنگ تحمیلی باید تهران را فتح می‌کرد! آری! طبق نقشه دشمن، قرار بود یعقوب، باور کند که یوسف را گرگ خورده! و قرار بود خمینی و خامنه‌ای باور کنند که قاسم سلیمانی در همان کربلای ۵ می‌ماند و هرگز به کربلا نمی‌رسد! هان ‌ای مردم! یادتان هست که چقدر نوح مسخره شد؟! و چقدر ابراهیم؟! و چقدر موسی و عیسی و محمد؟! لیکن در مصاف تیر سه‌شعبه و گلوی ۶ ماهه، چه کسی فکر می‌کرد حرمله، این‌همه ببازد؟! عاشورای امروز را نگاه کنید! اربعین امروز را نگاه کنید! آری! پیامبر خون حسین؛ «زینب» مثل همه پیامبران به تحقق وعده الهی باور داشت و به آنچه می‌گفت، حقیقتا ایمان داشت؛ «ما رأیت الا جمیلا»! اینک طبق نقشه دشمن، قدس شریف، پایتخت صهیونیست‌ها شده! لیکن همان دشمن بشدت آشنا! و همان نقشه‌های همیشه مغلوب! ما را اما چه جای واهمه، با وجود خداوندی که فقط خدای شن‌های صحرای طبس نیست؟! ما را ایمان به خدایی است که خدای سنگ‌های در دست کودکان غزه و کرانه‌ باختری هم هست! هواپیما یا مرکاوا ندارد؛ خدا، نقشه خودش را می‌کشد! دیروز و امروز و فردا ندارد؛ خدا مکر خودش را می‌کند! این وسط، ترامپ چقدر احمق است که خدا را نمی‌بیند! اما مگر فرعون، خدا را هرگز دید؟! خدا را مادر موسی دید که راضی شد نوزاد خود را درون آب بیندازد! آری! ما «موسی» را پیامبر خدا می‌دانیم؛ همچنان که «سلیمان» را! و «یعقوب» را! ما دقیقا همان خدایی را می‌پرستیم که «ام‌موسی» می‌پرستید! که «مریم»! که «آمنه»! که «خدیجه»! که «فاطمه»! صهیونیست‌ها دروغ می‌گویند! و حتی «بنی‌اسرائیل» هم نیستند! صهیونیست‌ها فرزندان فرعون و نمرودند! و مثل پدران خود، خیال می‌کنند خدا مرده! هیهات! خدا نمرده است و روز به روز، افزایش می‌دهد برد موشک‌های شهید طهرانی‌مقدم را! برد شن‌های طبس را! برد سنگ‌های بچه‌های اریحا را! ترامپ با نقشه اخیر خود، خیلی عجله کرد اما از همان نوع عجله‌ای که فرعون داشت تا هرچه زودتر موسی را به چنگ خود درآورد! و البته به اذن خدا، دریا بهم دوخته شد و فرعون غرق شد! پس نقشه بکشید صهیونیست‌ها! و برای کشور نداشته‌تان، پایتخت معین کنید! قدس اما پایتخت موحدان است، نه شما که به شهادت این‌همه نسل‌کشی، به جای خدای زمان موسی، فرعون زمان موسی را می‌پرستید! در جنگ وعده‌ها و نبرد نقشه‌ها، ایمان ما به همان خدایی است که زحمت بزرگ کردن موسی را، عدل انداخت گردن فرعون! مستر ترامپ! عاقبت مصاف با خدا را خوب است از فرعون بپرسی! هنوز جسدش هست! عبرت نمی‌گیری! و پیروزی بزرگ ما را با عجله خود، نزدیک‌تر می‌کنی! این همان عجله آشنایی است که نمرود برای آتش زدن ابراهیم داشت و فرعون برای کشتن موسی! اما از دل خرمشهر و شلمچه و شام و حلب و خان‌طومان و بوکمال، خدای ما اراده کرده که حاج‌قاسم را زنده نگه دارد! طبق نقشه شما، طهرانی‌مقدم نباید حتی یک موشک می‌ساخت اما طبق نقشه اسلاف شما، علی علیه‌السلام هم هرگز نباید در خیبر را از جا می‌کند! تماشا کنید! از چاه، بیرون آمده کودک خوش‌سیمای فلسطینی! و بشریت به اراده الهی، او را و سرزمین او را آزاد خواهد کرد! آری! خدا «جنگ مکرها» را خواهد برد…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۵ دیدگاه

خامنه‌ای؛ هم نماد جمهوریت، هم تجلی اسلامیت

«کنار بایستید؛ من این جمعیت را ببینم» بیش از آن‌که یک فیلم‌بردار را مخاطب گرفته باشد، بعضی دولت‌مردان و برخی مسئولان را خطاب گرفته که مردم را با کم‌کاری‌ها و کج‌کاری‌ها و دروغ‌های بی‌شمار خود فیلم کرده‌اند! «جمهوری اسلامی» یعنی دیدن همین جمعیت، همین جمع، همین مردم… مگر به برکت وجود حضرت آقا، هنوز هم بتوانیم جمهوری اسلامی را- آن‌چنان که باید باشد- ببینیم و الا کیست که نداند بعضی رئیس‌رؤساهای اسبق و سابق و فعلی، کاریکاتور جمهوری اسلامی و مایه‌ی ننگ آن هستند، نه رنگ و نماد و تجلی آن! امروز اما بر همه ثابت شد؛ ملت ما اگر زیر آواری از غم و غصه هم که باشد، هرگز خبط و خطا و خیانت بدکاره‌ها را پای «علی» نمی‌نویسد! الحمدلله که امروز در کرمانشاه، به برکت حضور خلف صالح خمینی، هم «جمهوری» را دیدیم و هم «اسلامی» را! خدایا! ما را سربازان خوبی برای رهبرمان قرار بده، که الحق و الانصاف، هم نماد جمهوریت واقعی است و هم تجلی اسلامیت واقعی! بر خامنه‌ای، رهبر خوبان صلوات…

روایت فتح
تقدیم به فرزند خاکی ابوتراب؛ رهبر معظم انقلاب

مهم نیست در زمان امام خمینی باشد یا امام خامنه‌ای؛ در دوره‌ی جوانی‌ باشد یا دوران میان‌سالی؛ در کربلای ۵ باشد یا خود کربلا؛ در شلمچه باشد یا بوکمال؛ در دیروز باشد یا امروز؛ در داخل مرزها باشد یا بیرون مرزها؛ مادام که حاج‌قاسم خداباور و جمیع خداباوران، مدد از «الله» می‌گیرند و به صدق وعده‌ی الهی، ایمان قلبی دارند، تنها و تنها یک خبر از «بیسیم مقاومت» مخابره می‌شود؛ خبر پیروزی، روایت فتح! آری! با وجود خدا به این بزرگی که حتی در وصف هم نمی‌گنجد و با وجود خامنه‌ای به این درایت و فرماندهی و اقتدار و بصیرت و حکمت و با وجود حاج‌قاسم به این ذکاوت و هوش و زیرکی و دشمن‌شکنی و با وجود خون هم‌چنان در حال جوشش جمیع شهدا و با وجود «لبیک یا حسین» زین‌پس نوبت «روایت فتح؛ قسمت قدس شریف» است ان‌شاءالله! و آن‌روز، روزی است که «سیدعلی حسینی خامنه‌ای» خودشان می‌شوند علم‌دار! علم‌دار «مهدی فاطمه» که سلام و صلوات خدا بر او باد! بی‌چاره آن‌ها که خواب پایان ما را دیده بودند! باذن‌الله ما هستیم و خواهیم دید یوم‌الفتح اصل‌کاری را! اگر نائب بر حق امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، این‌همه دل‌دار و دل‌بر و ره‌بر و نیکوخصلت و نیک‌منظر و دل‌رباست، ببین عصاره‌ی تمام خلقت؛ حضرت صاحب‌الزمان روحی فداه، چقدر دل‌دار و دل‌بر و ره‌بر و نیکوخصلت و نیک‌منظر و دل‌رباست! پس بیسیم حاج‌قاسم، هنوز روایت یک فتح‌الفتوح بزرگ را بل‌که بزرگ‌ترین فتح‌الفتوح همه‌ی تاریخ را به گوش جهانیان بده‌کار است! دنیا منتظر باشد؛ خبری در راه است… و صبح، نزدیک! اگر امروز سردار سلیمانی گزارش فتح تاریخی سپاه اسلام را تقدیم فرمانده‌ی کل قوا کرد؛ دیر نیست آن‌روز که حضرت آقا نیز برای مولای خود؛ مهدی فاطمه، جزئیات رهایی احرار عالم از چنگ مستکبران را گزارش کنند ان‌شاءالله! که یک آقا ما داریم؛ یک آقا خود حضرت آقا دارند! که یک مولا ما داریم؛ یک مولا خود حضرت مولا دارند! باورم هست این ماه‌پاره‌ی علوی‌تبار که «عباس بن علی» پشت و پناه و نگه‌دار اوست، روزی دست ستاره‌ها را به دست خورشید می‌رسانند! برای آن‌روز، هم‌چنان باید بجنگی حاج‌قاسم! هم‌چنان باید دعایت کنیم حاج‌قاسم! هم‌چنان باید به وجودت افتخار کنیم حاج‌قاسم! و هم‌چنان باید ما هم مثل تو، آماده باشیم حاج‌قاسم! نه! بیسیم تو، ابزار تکنولوژی نیست؛ بلندگوی فتوحات بی‌شمار ظهور است؛ الله اکبر! الله اکبر…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۸ دیدگاه

مصیبت بدتر از زلزله

وطن امروز ۲۳ آبان ۱۳۹۶

زلزله، کام کرمانشاه و سرپل‌ذهاب و قصرشیرین را تلخ کرد و برای ما که فی‌المجلس، جز «قلم» امکان دیگری نداریم، می‌ماند عرض تسلیتی از صمیم قلب به هموطنان داغدارمان و اینکه ما را شریک بدانند در غم خود. صدالبته جا دارد تمنا کنیم از دست‌اندرکاران بویژه اجزای زیرمجموعه قوه مجریه و ایضا شهرداری‌ها که اقلا از پس این زلزله، درس‌های لازم من‌جمله مقاوم‌سازی بناها را جدی‌تر بگیرند. بله! حتی می‌توان گریبان دولت‌های سابق و اسبق را هم گرفت اما هم‌اکنون، آنکه دولت را و بیشترین امکان و اختیار را در دست دارد، دولت فعلی است. قدرمسلم ما نمی‌خواهیم مثل بعضی‌ها، از بلایای طبیعی برای گروکشی‌ سیاسی استفاده کنیم! دفعات پیش هم اگر چیزی مثلا ناظر بر برف سنگین شمال کشور نوشتیم، از آن‌رو بود که می‌دیدیم یک هفته از واقعه گذشته اما دولت هنوز آنچنان که باید در صحنه حاضر نشده! از قضا، حرف چند سطر بالاتر ما هم همین است؛ همین که دولت، حاضری بزند در صحنه حوادث و اینگونه نباشد که حکایت بلایای طبیعی قبلی، چند روز دیرتر از سایر ارگان‌ها و نهادها مثل سپاه و ارتش و بسیج، وارد گود خدمت شود. اینجا برای ما، آنچه موضوعیت دارد جان هموطنان‌مان است. اما مصیبت بدتر از زلزله آن است که بخواهیم از این قبیل حوادث، استفاده سیاسی کنیم! مثل تیتر یک بودار یکی از زنجیره‌ای‌ها در نسخه دیروز خود که اتفاقا ناظر بر شرایط حساس منطقه، واقعا اقدامی خلاف امنیت ملی بود! یا مثل آن کانال شهره به اخبار دروغ که خیلی سریع قصد کرد از آب گل‌آلود، ماهی بگیرد و جمله کذا را بچسباند به قشر متدین جامعه که البته همانطور که احتمالا می‌دانید، زودتر از آنچه فکرش را می‌کرد، رسوا شد و معلوم شد آن جمله، کار خودش بوده! یا مثل آن دیگری که به صرف آسیب‌دیدن جداره چند ساختمان از آپارتمان‌های مسکن مهر، بنا کرد به زدن اصل و اساس پروژه‌ای که به هر حال توانست شمار کثیری از مردم را با قیمتی بسیار پایین‌تر از قیمت روز، صاحب خانه کند! واقعا خوب است زلزله، به تخریب وجدان آدمی منجر نشود و اینگونه نشود که عده‌ای بخواهند از درد و غم مردم داغدیده هم بستری برای کاسبی سیاسی راه بیندازند! که حقیقتا مصیبتی بدتر از زلزله است اینکه مثلا بخواهیم از یک بلای طبیعی که مرز نمی‌شناسد، جوری تیتر یک بزنیم کأنه مرض داریم که میان ۲ دولت دوست و ۲ ملت دوست، گسل‌ و شکاف و دوگانگی و اختلاف ایجاد کنیم! ان‌شاءالله دلسوزان امنیت ملی کشور، دیروز خواب نبودند و این تیتر سراسر طعنه را دیده‌اند! در نهایت، باز هم از خداوند منان طلب صبر می‌کنیم برای هموطنان‌مان در همه مناطق زلزله‌زده. نیز از مخاطبان عزیز خود می‌خواهیم در صورتی که گروه خونی‌شان با گروه‌‌‌های خونی مورد نیاز اعلام‌شده توسط دست‌اندرکاران همخوانی دارد، حتما به اهدای خون خود مبادرت ورزند.

ارسال شده در صفحه اصلی | ۷ دیدگاه

لطفا بفرمایید کنار قبر میرپنج دوم!

وطن امروز ۱۱ آبان ۱۳۹۶

جمهوری اسلامی اگرچه خود را برآمده از نهضت حسینی می‌داند و اگرچه همیشه و همواره و با افتخار، پروبال به همه شئون قیام سرور و سالار شهیدان داده و اگرچه از حماسه و هنر و تبیین و تبلیغ گرفته تا اقامه روضه و عزا، علی‌الدوام پا به رکاب عاشورا بوده اما هر جا و هر وقت که متوجه بدعت و خرافه شده، علیه رفتار و گفتار دور از منش سیدالشهدا و دون‌ شأن شهدای کربلا، رک و صریح و البته صحیح، اعلام موضع کرده است. فی‌المثل گمان نکنم احدی اندازه رهبر فرزانه انقلاب، مداقه بر این امر مهم داشته که مبادا حقیقت راه حسین بن علی علیه‌السلام، متأثر از فلان عمل نادرست یا بهمان حرف ناپسند، آلوده به بیراهه بدعت و بن‌بست خرافه شود. برای جمهوری اسلامی، صدالبته فرقی نمی‌کند انحراف، رنگ و لعاب مذهبی داشته باشد یا ملی. همان نظامی که «نوروز» را گرامی می‌دارد و امنیت مردم در تفریح و تفرج آخرین روز تعطیلات سال نو را تأمین می‌کند و در تقویم رسمی خود، از آن با عنوان «روز طبیعت» یاد می‌کند و بر حفظ ابنیه تاریخی ایران عزیز، اهتمام می‌ورزد و مفاخر ملی را حقیقتا قدر می‌نهد و فردوسی و حافظ و سعدی و مولوی را گرامی می‌دارد، نه عجب وقتی که می‌بیند به بهانه «ملی‌گرایی» ترویج خرافه و بدعت و انحراف و امور من‌درآوردی می‌شود، جلوگیری می‌کند از رفتار و گفتار آبروبر و از قضا، متضاد با راه و رسم پیشینیان موحد این سرزمین. تقریبا فکر می‌کنم همه رؤسای جمهور ما به تخت جمشید رفته باشند و حرمت تاریخ دیرین این دیار را حفظ کرده باشند اما آیا برای نظامی که خرافه را حتی در بزرگداشت نهضت حسینی برنمی‌تابد، قابل تحمل است آنچه در چند سال اخیر در محوطه پاسارگاد رخ داد؟! که جماعتی کورش را انسان‌دوست بخوانند و در عین حال، گرد مزارش شعار «نه غزه، نه لبنان» سر دهند! که جماعتی کورش را موحد بخوانند و در عین حال، سجده مقابل مقبره سرسلسله پادشاهان هخامنشی کنند! که طواف کنند گرد مزارش! که با وجود آن همه کتیبه از چهره مردان ایرانی آن زمان، شعار مسخره و زشت کذا را سردهند! که با وجود آن همه کتیبه از چهره زنان ایرانی آن زمان و با وجود «منیژه منم دخت افراسیاب، برهنه ندیده رخم آفتاب» دست به اعمالی بزنند که دانی و دانم! که با وجود ادعاهایی مبنی بر اهتمام کورش بر حفظ خاک وطن و حکومت‌داری مردم‌مدار او، به نام او، کام میرپنج اول و دوم را شیرین کنند که اصلا و اساسا هر دو با کودتای اجنبی سر کار آمدند! و در همان دوره سراسر نکبت‌شان، بدون هیچ جنگی «بحرین» از خاک ما جدا شد! و این انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها بودند که هم به استناد اسناد و هم به اعتراف خود سران آن رژیم منحوس، به نفر اول مملکت ما خط می‌دادند! طرفه حکایت اینجاست که سالیان اخیر، سعی نظام بر برخورد روادارانه با موضوع بود اما جماعت، هر سال، بدتر و خرافه‌آمیزتر از سال پیشش، باعث برهم خوردن خواب آسوده کورش می‌شدند! آری! همان پادشاهی که بعضی موجهین، او را حکیم و بزرگ و موحد و یکتاپرست و وطن‌دوست و مهربان با مردمان دین الهی زمان خودش می‌خوانند، باید شاهد می‌بود که در جوار مزارش، آن اعمال انجام شود! و آن شعارها داده شود! و مع‌الاسف، آنقدر زشت و بد و ناپسند که همان دشمن که حتی در قالب فیلم و سینما، همین سلسله‌های پادشاهی را در بی‌رحمانه‌ترین حالت ممکن، تصویر کرده بود، مبلغ این حرکت جماعت «کورش‌اولی»‌ شود! و فراخوان پشت فراخوان! لذا آشکار بود که امسال دیگر باید جلوی این شوی مضحک گرفته می‌شد! و الحمدلله که گرفته شد! بعضی‌ها لطف کنند و نشانی غلط ندهند! جمهوری اسلامی همان نظامی است که فراوان شهید داد اما هرگز اجازه نداد ذره‌ای از خاک مقدسش؛ من‌جمله همین خاک پاسارگاد به دست دشمن بیفتد! آن دسته از آثار و اشیای تاریخی و ارزشمند ایران عزیز ما هم که در کمال تعجب، در موزه دولت‌های غربی نگهداری می‌شود، از صدقه‌سر بی‌غیرتی نظام‌های قبل از جمهوری اسلامی است! می‌دانید چرا شاهک زپرتی به معنای واقعی کلمه؛ بی‌کلاس، نگین خلیج همیشه فارس را دودستی تقدیم اجنبی کرد؟! برای آنکه «ایمان» نداشت! که «حب وطن» از نشانه‌های اصلی ایمان است! این چند سال اخیر، دیدیم تکفیری‌ها چه کردند با ابنیه تاریخی سوریه و عراق! پس «ملی‌گرایی» به حرکت ژانگولر در محوطه پاسارگاد نیست! به این است که چون همدانی و بلباسی و حججی، جان را کف دست بگیری، تا دشمن عاری از تمدن، در همان سنگر ابتدایی متوقف بماند! تا امن و امان این خاک و این مردم و این تاریخ، حفظ شود! تا یکی هم، مقبره موسوم به قبر کورش سالم بماند! و آنوقت تو ببین اوج فهم و شعور و معرفت جماعت را که در محوطه پاسارگاد، با سخیف‌ترین شعار ممکن، کنایه به همین مردان در ظاهر و باطن دارای محاسن می‌زنند! پس خرافه فقط قمه‌زنی نیست! و تنها مختص به مذهب نمی‌شود! این هم عاقبت، برای خود خرافه است که کنار قبر کورش، مدح میرپنج اول و دومی گفته شود که رسما و علنا با دین و دینداری مخالفت می‌کردند و اگرچه گاه با قدوم آلوده خود، مسبب آلودگی محوطه پاسارگاد می‌شدند اما الگوی واقعی‌شان، نه «کورش بزرگ» بلکه «آتاتورک حقیر» بود! بنابراین جماعت اگر خیلی اصرار دارند که همان رویه سالیان قبل را تکرار کنند و باز هم در زمین اجنبی بازی کنند، لطف کنند تشریف ببرند کنار قبر همان میرپنج دوم! که حقا و انصافا شاه همتراز با افکار برهنه‌شان، همان ملعون گوربه‌گوری است، نه کورش یکتاپرست! الحمدلله روزهای گذشته، رونمایی شد از اوج سواد جماعت! والله بدترین اهانت به کورش این است که جمله شکسپیر غربی را ببندی به ناف صاحب مقبره پاسارگاد که دودمان سلسله‌اش را مردی از همان دیار غرب به باد داد! و بامزه اینکه جماعت، مدعی ملی‌گرایی هم هستند! باورم هست بخش مهمی از این جماعت، از همان قبیله هستند که سالیان فتنه، دعوت می‌کردند مردم را به استفاده مضاعف از لوازم برقی در اوج ساعات مصرف! و از همان قبیله هستند که اگر من و توی هموطن، ناظر بر حمایت از کارگر ایرانی، برویم کالای تولید داخل بخریم، مورد تمسخرشان واقع خواهیم شد! و به‌زعم‌شان بی‌کلاس خواهیم شد! مسخره و بی‌کلاس اما خود این جماعت به معنای واقعی کلمه حقیر هستند که رگ آریایی‌شان فقط هنگام هجمه به اسلام می‌گیرد! همان اسلامی که حب وطن را نشانه ایمان می‌گیرد! و از همه جالب‌تر اینکه هنگام حرف ‌گذاشتن در دهان کورش، از جملات گهربار اولین امام همین دین مبین اسلام، مایه می‌گذارند! بله! همین قدر بی‌سواد و بی‌مقدار و نازل و ناقابل هستند این جماعت! قدرمسلم، ما هم به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنیم و هم به مسلمان بودن خود! و هرگز غلط زیادی ۴ تا کورش‌اولی را پای پادشاهی نمی‌نویسیم که قبل از هر چیز، شهره به پرستش خدای یگانه است! ما معتقدیم «خدمات متقابل اسلام و ایران» را و وحدت را و ملیت را و غیرت ملی را و عناصر مقوم اقتدار و هویت ملی را باید تقویت کرد، نه اینکه بر مزار پادشاه خوشنام ایرانی، تفرقه و خرافه و بدعت را رواج داد! به این دیار، هم یونانیان حمله کردند و هم مغولان اما چرا دین مردم ایران عزیز، نه دین اسکندر است و نه دین چنگیز؟! پس «اسلام» برای مردم این سرزمین، علاوه بر جذبه، جاذبه هم داشت! بگذریم که اغلب پادشاهان ایرانی، از جنس کورش نبودند! اگر در این دیار، هنوز نام بلند «محمد» و «علی» و «فاطمه» و «حسنین» بلند است و اگر هیچ کجای این خاک پاک، اندازه حرم بهشتی حضرت ثامن‌الائمه، زائر ندارد؛ یعنی اسلام و مفاهیم عالیه‌اش توانست قلب مردم ایران را فتح کند! احتمالا از اسکندر مقدونی و چنگیز مغول هم جملاتی به یادگار مانده اما همین که جماعت ضد اسلام، هنگام جمله تراشیدن برای کورش، متوسل به جملات گهربار امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌شوند، یعنی اذعان ناخواسته جماعت به اینکه گهر را باید در کلام صاحب‌کلام حضرت ابوتراب جست‌وجو کرد! لیکن درود بر فردوسی ایرانی که شاهنامه را با اختیار خود، با مدح اولیای دین شروع کرد! و درود بر حافظ ایرانی که با چهارده روایت، حافظ قرآن بود! و درود بر سعدی ایرانی که حتی در هر نفس، خدای احد و واحد را صاحب منت می‌دانست! و درود بر مولوی ایرانی که دل را به «بلاجویان دشت کربلایی» سپرده بود! ایرانی یعنی «شهید مطهری» که «خدمات متقابل اسلام و ایران» را نوشت! و یعنی «پروفسور سمیعی» که با آن همه تبحر و تخصص، وقتی نام امام رضا علیه‌السلام را می‌شنود، خضوع می‌کند! و یعنی «محمد بلباسی» که آخرین فرزندش، چندی بعد از شهادتش به دنیا آمد اما با تقدیم جان خود، اجازه نداد قدم ناپاک دشمن، حتی به نزدیکی مرز مقدس وطن برسد! و یعنی «سردار همدانی» که از جوانی تا آخر عمر، لحظه‌ای جامه جهاد را از تن جدا نکرد! و یعنی «محسن حججی» که با غرور نافذ نگاهش ثابت کرد ملتی که شهادت دارد، هرگز اسارت ندارد! و یعنی «قاسم سلیمانی» که بدل به مایه ترس دائم دشمن شده! و صدالبته یعنی «سیدعلی خامنه‌ای» که بعید می‌دانم هیچ رهبری اندازه ایشان، از مردمش مصرف کالای تولید داخل را تقاضا کرده باشد! آری! ایرانی یعنی «روح‌الله خمینی» که بساط میرپنج‌های با کودتا سر کار آمده تا خرخره وابسته به اجنبی را بهم زد! و الا با بت‌ساختن از مقبره پادشاهی که خودش موحد بود، کسی ایرانی نمی‌شود! این همه را نوشتم تا دوباره تشکر کنم از نظام، برای ایستادن مقابل همه مظاهر خرافه‌گرایی! باورم هست امسال جناب کورش، خواب آسوده‌ای داشت…

ارسال شده در صفحه اصلی | ۸ دیدگاه